|
تا به امروز بيش از پنج سال از آغاز توجه ايران به
فناوري نانو ميگذرد و در اين دوره، فعاليتهاي متنوعي براي ورود کشور به
جرگة پيشروان اين فناوري انجام شده است؛ تلاشهايي که به نهاد، قشر يا شخص
خاصي محدود نيست و همة بخشهاي کشور به نوعي در آن نقش دارند. در رأس اين
تلاشها، حمايتهاي معنوي و راهبري مقام معظم رهبري است که چه در مباحث کلي
و چه در بحثهاي خاص اين فناوري، با تعيين سرفصلهاي اصلي حرکت کشور، موجب
مضاعف شدن تلاش ملي در اين زمينه شدهاند.
در ظلّ اين توجهات، ساير بخشهاي کشور نيز، از هيئت محترم دولت تا
نمايندگان محترم مجلس و مديران بخشهاي دولتي و خصوصي، دانشگاهيان، معلمان
و حتي دانشآموزان، همگي در حرکت رو به جلوي کشور نقش داشتهاند. نتايج و
دستاوردهاي اين حرکت، نتيجة همکاري و همدلي همة گروههاست و بي شک حاصل
تلاشي انفرادي نيست.
از جملة اين دستاوردها ميتوان به تدوين و تصويب سند راهبرد توسعة فناوري
نانو، تصويب سياستهاي کلّي توسعة فناوري نانو در شوراي عالي انقلاب
فرهنگي، دستيابي به فناوري توليد برخي از نانومواد، انتشار صدها مقاله در
مجلات معتبر علمي دنيا و ارتقاي رتبة جهاني ايران در اين زمينه، ثبت چندين
اختراع بينالمللي، تمهيد برخي از زيرساختهاي فکري و فيزيکي لازم براي
توسعه، آغاز تربيت نيروي انساني متخصص و مواردي از اين قبيل اشاره کرد.
البته قصد ما تعريف و تمجيد و احياناً بزرگنمايي نيست، بلکه هدف مطرح کردن
بحث ديگري است. اين دستاوردها در عين بزرگي و قابل توجه بودن، فقط بخشي از
آن چيزي است که ميتواند باشد. مسلماً قابليتهاي موجود در کشور، بسيار
بزرگتر از اينهاست و شواهد اين موضوع را در زمينههاي مختلفي که توجه،
تمرکز و همدلي وجود داشته است، ميتوان يافت.
بنابراين اگر قصد داريم از قابليتهاي فناوري نانو براي پيشرفت و پيشگامي
علمي و صنعتي کشور بهره بگيريم، لازم است منافع شخصي و گروهي را در قالب
منافع ملي ببينيم، نه جدا يا در تضاد با آنها. تنها در اين صورت ميتوان به
تحقق اهداف سند توسعة فناوري نانو و سند چشم انداز توسعة جمهوري اسلامي
ايران اميدوار بود. اگر واقعاً چنين ديدگاهي در همة بخشهاي مرتبط با موضوع
وجود داشته باشد، ميتوان با همافزايي تواناييها و قابليتهاي پراکندة
موجود در کشور، منتظر تحول و جهش علمي و صنعتي بود. در غير اين صورت، اگر
اشخاص يا گروههايي، چه در تدوين و چه در اجراي برنامهها تنها به دنبال
منافع خود باشند طبعاً همافزايي، جاي خود را به حذف و تخريب خواهد داد و
نتيجه چيزي جز اتلاف سرمايههاي معنوي و مادي نخواهد بود.
بنابراين از آنجا که اکثر افراد و نهادهاي مرتبط با موضوع فناوري نانو به
دنبال منافع ملي هستند، براي جلوگيري از تأثيرگذاري ديدگاه منفعت طلب، لازم
است تعامل و همدلي آنها، بيشتر و نمايانتر شود. زيرا نميتوان انتظار
داشت با نوشته و نامه و ...، کساني را که از هر جريان و اتفاقي به دنبال
منافع خود هستند، به راه آورد تا منافع كشور را بر منفعت خود ترجيح دهند؛
بلکه اين گروههاي فعال و به قولي درستمسير هستند که بايد با ارتباط بيشتر
و سازندهتر، زمينه را براي رشد کشور و دسترسي به اهداف پيشبيني شده فراهم
کنند.
متأسفانه ضعف در تعامل سازنده، يکي از مشکلات فرهنگي ما در بسياري از
زمينههاست. ما اگر مشکلي را در برنامهاي يا عملکردي ميبينيم، به جاي
راهنمايي، پيشنهاد يا انتقاد بهموقع، منتظر نتايج غلط آن ميمانيم و سپس
اعتراض ميکنيم که چرا اينگونه است و اگر چنين ميکردند، چنان ميشد؛
درصورتي که ما نظراتمان را فقط براي خودمان نگه داشتهايم!
به هر حال، اگر مديران، متخصصان و منتقدان دلسوز واقعاً قصد کمک به پيشبرد
و توسعة فناوري نانو در کشور را دارند، ماهنامه آمادگي دارد تا زمينة لازم
براي انعکاس ديدگاهها، نظرات و مباحث تحليلي آنها را چه در بحثهاي فني و
چه مديريتي فراهم آورد. اميدواريم در اين بستر، اولاً شاهد کشف پتانسيلهاي
پنهان در گوشه و کنار کشورمان باشيم و ثانياً با بهرهگيري از اين تخصص و
تواناييها، امکان رشد و جهش علمي و صنعتي کشور را فراهم آوريم. |